.:: سفیدپوشان آزمایشگاه::.

برای همدیگر "دعا" کنیم . . .اجابتش مهم نیست،همین که به فکر همدیگر باشیم کافیست. . . . !!!!

::. خوش آمدید ::.

سلام


به وبلاگ "علوم آزمایشگاهی" دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد خوش آمدید . . .!!

..

..

!!. . . . . . . . . . .!!

+ نوشته شده در  جمعه 18 مرداد1392ساعت 12:35  توسط M.Moradi  | 

حرف دلتان را فریاد بزنید


سلام

شما دوستان عزیز میتونین در این پست از هر کسی که میخواین سوال کنین تا جواب بده

 1)لطفا سوالات منطقی باشه
2)نظراتی تایید میشن که با اسم شخص باشه(اسم همکلاسی ها) نه اشیا و پدیده های طبیعی و...
.
.
.
تشکر از دوستی که برا این پست راهنمایی کردن
پیروز باشید
+ نوشته شده در  جمعه 18 مرداد1392ساعت 12:30  توسط M.Moradi  | 

!!

از گرگ که نه؛ ترس من از روباه است

ترسی که همیشه بادلم همراه است

ازمردم روراست ندارم ترسی

میترسم از آنکه آب زیر کاه است

.

.

!!

+ نوشته شده در  شنبه 5 مهر1393ساعت 12:14  توسط M.Moradi  | 

..

+ نوشته شده در  شنبه 5 مهر1393ساعت 12:11  توسط M.Moradi  | 

انسان بودن خود نهایتِ بزرگی ست

آدم‌ها زندگی می‌کنند… انسان‌ها زیبا زندگی می‌کنند !
آدم‌ها می‌شنوند !… انسان‌ها گوش می‌دهند
آدم‌هامی‌بینند… انسان‌ها عاشقانه نگاه می‌کنند !
آدم‌هادر فکر خودشان هستند…
انسان‌ها به دیگران هم فکر می‌کنند
آدم‌هامی‌خواهند شاد باشند انسان‌ها می‌خواهند شاد کنند !
آدم‌ها،اسم اشرف مخلوقات را دارند…
انسان‌ها اعمال اشرف مخلوقات را انجام می‌دهند !
آدم‌هاانتخاب کرده‌اند که آدم بمانند….
انسان‌ها تغییر کردن را پذیرفته‌اند، تا انسان شدند !
آدم‌هامی‌توانند انسان شوند… انسان‌ها در ابتدا آدم بودند !
آدم‌ها.. انسان ها ...
آدم‌هاآدم‌اند… انسان‌ها " انسان !
اما .....
آدم‌هاو انسان‌ها هر دو انتخاب دارند ...
اینکه آدم باشند یا انسان، انتخاب با خودشان است ...
نیاز نیست انسان بزرگی باشید،...

.

.
انسان بودن خود نهایتِ بزرگی ست ...!!

+ نوشته شده در  شنبه 5 مهر1393ساعت 12:3  توسط M.Moradi  | 

دوباره اول مهر است و پاییز ، گلوی آسمان از بغض لبریز

بارالها

.

.
به سوی تو آمده ام تا دریابی ام در این بی سر و سامانی بازار دنیا
به سوی تو آمده ام تا از تو مدد جویم،یاری طلبم و بخواهم که مرا به خود وانگذاری
که من پوچم بی تو . .!!
اکنون که در آستانه شروع ماه مهر هستیم و سال علم آموزی جدیدی پیش روست
از تو می خواهم مرا یاری کنی تا در مسیری گام بردارم که مروّج علم و آیین تو باشم
یاری ام کن تا همواره در آموختن حریص باشم و در ترویج آموخته هایم، سخی
یاری ام ده تا بیاموزم آنچه را تو می پسندی و دوری جویم از آنچه ناپسند توست
کمکم کن قلم که در دست می گیرم به یاد تو باشم و آنچه می نگارم مورد رضای تو باشد
بر صفحه تاریک دلم با قلم الهی ات نقشی بزن
که تا زنده ام به اینکه موجودی مفید فایده در هستی بی پایانت بوده ام،به خود ببالمدر این ماه مهر، از مهر بی کران خویش باز هم به من ببخش و این آغازِ دوباره را برایم آغازی مبارک رقم بزن
.
.

.:: به لطف و کرمت یا ارحم الراحمین ::.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 8:54  توسط M.Moradi  | 

معما

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 شهریور1393ساعت 1:23  توسط M.Moradi  | 

شـهـیـدچَـمـران ...

خُـدایـا !..
مـن کـوچـکـم، ضَـعـیفـم، نـاچـیـزم وَ پَـر کـاهـی در مُـقابـل طـوفـانـهـا ..
بـه مـن دیـدۀ عـبـرت-بـیـن ده..
تـا نـاچیـزی خـود را بـبـیـنـم وَ عَـظـمـت و جَـلال تُـرا ..

خُــدایـا !.. همـۀ وجـودم را اشــک کـن ..

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 شهریور1393ساعت 1:21  توسط M.Moradi  | 

ﺧﺴﺮﻭ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ

ﺧﺴﺮﻭ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺖ:
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ،
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ!
ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﻱ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻱ!
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ می دﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ!
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ!
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ می کنند ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ…

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 شهریور1393ساعت 1:19  توسط M.Moradi  | 

سخن روز

پیامبر صلى الله علیه و آله:
هر که در مجلسی بشنود که از برادرش غیبت می شود
و آن غیبت را از او دفع کند خداوند هزار باب بدی را در دنیا و آخرت از او دفع می کند.

مَن تَطَوَّلَ عَلَی أخیهِ فی غیبَةٍ سَمِعَها فیهِ فی مَجلِسٍ فَرَدَّها عَنهُ رَدَّ اللهُ عَنهُ ألفَ بابٍ مِنَ الشَّرِّ فی الدُّنیا وَ الاخِرةِ؛

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 شهریور1393ساعت 1:17  توسط M.Moradi  | 

یک داستان آموزنده...


  مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است.
به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد.
این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی ، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کن.

جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: " عزیزم شام چی داریم؟"
و این بار همسرش گفت:"مگه کری؟! برای چهارمین بار میگم؛ خوراک مرغ!!"
.
.
حقیقت به همین سادگی و صراحت است. مشکل ، ممکن است آن طور که ما همیشه فکر میکنیم، در دیگران نباشد؛ شاید در خودمان باشد!!!
اگر مشکلات خود را ببینیم و در پی اصلاح آن باشیم دیگر وقتی برای ایراد گیری از دیگران پیدا نمیکنیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 شهریور1393ساعت 1:16  توسط M.Moradi  | 

اوفراتس، سرباز پارسى

اوفراتس، سرباز پارسى.... Eufhrates

بر طبق برخى متون كهن یونانى اوفراتس یك سرباز گارد جاویدان ارتش هخامنشى بوده است كه در سرى نبردهاى داریوش بزرگ اسیر گشته و به یونان برده میشود. بنا به این نسخه یونانى اوفراتس اسیرى سركش بوده كه به هیچ وجه زیر بار ذلت اسارت و بردگى نمیرفت و به دستور صاحب یونانى خود شدیدأ شكنه و به تیغ مرگ سپرده میشود. آمده است اوفراتس پیش از مرگ به صاحب یونانى خود فیلونیموس میگوید: "اى فیلونیموس وقتى كشته شدم مرا مسوزان، چون آتش آلوده میشود من پارسیم و نیاكانم نیز پارسى بوده اند و آلودن آتش نزد ما از مرگى سخت گرانتر است، مرا به گور دخمه و یا در خاك مدفون ساز، اما پیش از آن براى شستن خون از تنم مرا نیز با آب مشوى چون چنانكه آتش رامحترم میشماریم آب را نیز مقدس میدانیم...." این سند نیز علاوه گویاى بر دلیرى و جوانمردى و معتقد بودن سربازان گارد جاویدان ارتش هخامنشى گواهیست كه آخشیج پاك ( چهارعنصر آب ، آتش، هوا، خاك) از دیرباز در نزد ایرانیان باستان مقدس شمارده میشده است...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 شهریور1393ساعت 18:22  توسط M.Moradi  | 

السلام علیک یا امام رضا(ع)

شنیدم زیر لب
خادمت هر قدم
در حرم فقط می گفت:

.

.
" من و جدایی از این آستان خدا نکند . . ."

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 شهریور1393ساعت 18:19  توسط M.Moradi  | 

داریوش و آتوسا نماد عشق پس از مرگ

داریوش و آتوسا نماد عشق پس از مرگ

تا کنون با خودت اندیشیده اید که عکسی که در آن داریوش هخامنشی و آتوسا زن این بزرگ مرد با هم در آن هستند و چند شاخه گل در دست بانوی بانوان (آتوسا) است چیست و چه معنی دارد؟

در این تابلو عکس زیبا داریوش و همسرش آتوسا در حالی که دست هم را گرفته اند در حال عبور از نهری شگفت و زیبا هستند که با گل هایی که آتوسا در دست دارد زینت گرفته است (گل های نیلوفر که در سرتاسر تخت جمشید روی دیوار ها هک شده است) و از تخت جمشید ویران شده می گذرند تا به جهانی به غیر از بروند و با مردم ایران به قهر ابدی فرو روند.

تابلوی اصلی بسیار قدیمی و از اثر یک یهودی کورش پرست است و قدمت آن به بیش از ۱۰۰۰ سال می رسد و در آن اتوسا در حال اشک ریختن و داریوش در حال بر داشتن خاک ایران است و در کل تابلوی پر معنایی است و اکنون در مکانی امن وجود دارد و هنوز قیمتی برای آن گذاشه نشده ولی تابلوی جدید تر حاوی عظمت و وقار داریوش و خوشحال به نظر رسیدن آتوسا است ولی باز هم آن ها پشت به تخت جمشید در حال عبور از نهر هستند و داریوش در حال قدم گذاشتن به نهر و برگشتن به بهشت پس از دیدن ویرانه هاست و آتوسا هم به همین گونه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 شهریور1393ساعت 18:18  توسط M.Moradi  | 

نیایش با خـــــــــدا

خدایاتومیدانی آنچه راکه من نمیدانم

دردانستن تو آرامشیست ودرندانستن من تلاطمها

توخودباآرامشت تلاطمم را

آرام ساز....

+ نوشته شده در  جمعه 16 خرداد1393ساعت 12:58  توسط M.Moradi  | 

مطالب قدیمی‌تر