X
تبلیغات
.:: سفیدپوشان آزمایشگاه::.

.:: سفیدپوشان آزمایشگاه::.

برای همدیگر "دعا" کنیم . . .اجابتش مهم نیست،همین که به فکر همدیگر باشیم کافیست. . . . !!!!

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ .:: سفیدپوشان آزمایشگاه::. خوش آمد میگویم.

سلام


به وبلاگ "علوم آزمایشگاهی" دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد خوش آمدید . . .!!

..

..

!!. . . . . . . . . . .!!

[ جمعه 18 مرداد1392 ] [ 12:35 ] [ M.Moradi ]

[ ]


سلام

شما دوستان عزیز میتونین در این پست از هر کسی که میخواین سوال کنین تا جواب بده

 1)لطفا سوالات منطقی باشه
2)نظراتی تایید میشن که با اسم شخص باشه(اسم همکلاسی ها) نه اشیا و پدیده های طبیعی و...
.
.
.
تشکر از دوستی که برا این پست راهنمایی کردن
پیروز باشید

[ جمعه 18 مرداد1392 ] [ 12:30 ] [ M.Moradi ]

[ ]


  • آن هنگام که مثبت و منفی تو دنیایی را زیرو رو می کند
  • آن هنگام که حق لمس سلول ها فقط از آن توست
  •  تویی که نظاره گر عظمت خدا درون میکروسکوپ هستی
  • ای ارزشمند
  • هر روز که خدمتت مایع نجات انسانی می شود
  • آن روز روز توست.
  • ای آزمایشگاهی ارزشمند
  • .
  • .
  • .
  • هر روز، روزت باد . . . ."روزت مبارک"

[ پنجشنبه 28 فروردین1393 ] [ 11:6 ] [ M.Moradi ]

[ ]

جایزه این معما  با امیده


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 27 فروردین1393 ] [ 2:28 ] [ akbar ]

[ ]



tasavir tanz jadid-JadidTarinha.IR (43)

[ پنجشنبه 21 فروردین1393 ] [ 14:11 ] [ akbar ]

[ ]

وقتی استاد برا یه هفته بعد برادانشجوهاامتحان تعیین میکنه ........قیافه ی بعضی دانشجوها

این شکلیه مثلا :

پشتکار:
 
روزاول:
 
روزدوم:منو عشقم
 
روزسوم:
 
 
روزچهارم:
 

روزپنجم:

روزششم:

 

 

روزامتحان:

 

بعدامتحان:


.

کمی بعد:
 
یک روزبعدامتحان:
 
 
نتیجش هم میشه این:

[ پنجشنبه 21 فروردین1393 ] [ 13:43 ] [ akbar ]

[ ]

اخلاق خدا زندگی شیوانا


مرد و زنی نزد شیوانا آمدند و از او خواستند برای بدرفتاری فرزندانشان توجیهی بیاورد.

مرد گفت: “من همیشه سعی کرده‌ام در زندگی به خداوند معتقد باشم. همسرم هم همین طور، اما چهار فرزندم نسبت به رعایت مسایل اخلاقی بی‌اعتنا هستند و آبروی ما را در دهکده برده‌اند. چرا با وجودی که هم من و هم همسرم به خدا ایمان داریم، دچار این مشکل شده‌ایم؟”

شیوانا به آنها گفت:...


ادامه مطلب

[ پنجشنبه 21 فروردین1393 ] [ 13:17 ] [ akbar ]

[ ]

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

این شهر
شهرِ قصه های مادر بزرگ نیست
که زیبا و آرام باشد
آسمانش را
هرگز آبی ندیده ام . . !!
من از اینجا خواهم رفت
و فرقی هم نمی کند
که فانوسی داشته باشم یا نه
کسی که می گریزد

.

.

.

از گم شدن نمی ترسد. . .!!

[ چهارشنبه 13 فروردین1393 ] [ 11:52 ] [ M.Moradi ]

[ ]


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد.

مرگ برایم
زنی است بلندقامت و طناز
در جامه ی سیاهِ چسبانِ بالانسیاگا . . . !!
با لبانِ آشوبگرِ وسوسه انگیزش
زمزمه کنان زیر گوشم می گوید:
اگر امروز "نه"!

فردا که هست

.

.

.

منتظرم باش. . . !!

[ سه شنبه 12 فروردین1393 ] [ 14:18 ] [ M.Moradi ]

[ ]


[ یکشنبه 10 فروردین1393 ] [ 23:54 ] [ M.Moradi ]

[ ]


[ یکشنبه 10 فروردین1393 ] [ 23:54 ] [ M.Moradi ]

[ ]


[ یکشنبه 10 فروردین1393 ] [ 23:52 ] [ M.Moradi ]

[ ]


[ یکشنبه 10 فروردین1393 ] [ 23:42 ] [ M.Moradi ]

[ ]


[ یکشنبه 10 فروردین1393 ] [ 23:42 ] [ M.Moradi ]

[ ]

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

سال نو مي آيد

زمین نفسی دوباره می کشد

برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زنند

و پرنده های خسته بر می گردند

دراین رویش سبز دوباره من و تو و ما . . . . !!

کجا ایستاده اییم؟

سهم ما چیست؟

نقش ما چیست؟

پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد

.

.

.

چون همیشه امیـــــــــــدوار

سال نومبارک

[ دوشنبه 26 اسفند1392 ] [ 21:47 ] [ M.Moradi ]

[ ]